ردِ پای عشق ... # ردیف


ردِ پای عشق ...

درخواست حذف این مطلب

کنار من که قدم می زنی هوا خوب است

پر از پ ــــم و جای زخــم ها خوب است


برای حک شدن عشق در خیابان هــا

به جا گذاشتن چند رد پا خوب است


قدم بزن پُـــرم از حس «درکنـــــار تویــــــی»

قدم بزن پُرم از حس اینکه «ما» خوب است


نخند حرف دلــــم را نمـی شــــــود بزنـــــم

خیال می کنم این جور جمله ها خوب است


بگیــــر دست مـــــرا بشکن ام بپیچان ام

دو تکه ام کن و آتش بزن، بلا خوب است


به هر کجا کــــه مرا می بری نمــی گویم

کجا بد است کجا دور یا کجا خوب است


بـــه من بگو تو، بگو هــی، بـه من بگــــو صالـــــح

نگو: «تو» بی ادبی می شود «شما» خوب است!»


تـــو تکیه کلام منی و شاعــــر تـــــو

همیشه نام تو را ثبت کرده با خوب است


و بیت بیت سفر کرده از هر آنچه بد است

بــه اتفاق تو او هم رسیده تا خوب است


قدم بزن صحـــرا فکــــر مـــی کند باران

دوباره یاد زمین کرده و خدا خوب است


" صالح سجادی "



 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]